Lion King

There are no man like me...Only me

Lion King

There are no man like me...Only me

آخرین مطالب
پیوندها


حالم این روزا حال خوبی نیست

 مثل حال عقاب بی پرواز 

شکل حال ژوکوند بی لبخند 

مثل احوال تار بی شهناز


دود میشه کلمبیا هر روز 

بین نخ های پاکت کِنت ام 

سقط میشه ترانه ای هر شب 

توی گیلاس سبز اَبسنتم


زندگیم مثل بیخ دیواری 

 تو یه تاریخ تلخ و تکراری 

با هر اسمی دوبار می میرم 

دو محمد دو بار مختاری


اون شبی که صدای نسرین داشت 

تو یه سلول سرد می پژمرُد 

 بی.بی.سی تیتر اولش این بود 

ممه ی آنجلینا رو لولو بُرد


من سفر کردم از ترانه شدن 

 کوچ کردم به سرزمین سکوت 

با گذرنامه ای که رو جلدش 

جای ایران نوشته بود لیلی پوت


کشوری که تو اون ستاره میشن 

 با دوتا فیلم بند تنبونی 

 آدماش برگزیده میشن با 

 قاشق داغ روی پیشونی


همه ی عمرشونو پُز میدن 

به یه لوح گِلی گندیده 

رستمن قاتلای سهرابی

 که به ساز اونا نرقصیده


جَکو با لوبیای سحرآمیز

 کاشتن توی خاک ناباور 

پیچک سبزشون به ابرا رسید 

تا چه غولی پایین بیاد آخر


شعبده بازی تو لباس سفید 

دلقکی با کلاه شیپوری 

یه رابین هود سر به راه شده 

یا گوریل بنفش انگوری

  

شادیمون قد توپ فوتبال و 

 پرچم سرزمینمون چینی 

من هنوزم یه پونِــــزم روی 

 صندلی معلم دینی


حالم این روزا حال خوبی نیست 

 قلوه سنگی تو کفش این دنیاست 

من به روزای شاد مشکوکم 

 شک دارم ختم ماجرا اینجاست


من سفر کردم از ترانه شدن 

 کوچ کردم به سرزمین سکوت 

با گذرنامهای که رو جلدش 

 جای ایران نوشته بود لیلی پوت

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۲:۳۰
جیمی لنیستر

بى بى بى بى سى جان! عکس عمام تو ماهست
راه اونا به چاله و راه شما به چاهست

بى بى بى بى سى جان... اى بوق تاجرى
اى تاجر خبر! جعلى هم مى خرى ؟

ما سرنوشتمان... خون توى جوب بود
برما که بد گذشت... واسه تو خوب بود

باتوم صدا نداشت... خوردیم نوش جان
تو بر جنازه ها،  با تیتر خود بران

ما را رها بکن با درد و رنج خویش
اى گرگ مهربان در پوستین میش

فریاد و بغض مان از خون و خستگیست
ما را چه به صداى دولت متبوع انگلیس


۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۱:۰۹
جیمی لنیستر


کارگر در زیر بارون ، دخترک هم زیر یار
هر دو نالانند اما این کجا و آن کجا

تک مناری اصفهان و تک مناری لای پا
هر دو جنبانند اما این کجا و آن کجا

خانه ای بالای شهر و زاغه ای در شهر نو
هر دو تهرانند و اما این کجا و آن کجا

این یکی میلاد و برج زهرماری توی بیت
هر دو بی مانند اما این کجا و آن کجا

بند تنبون عزیز ، کُرست لیدی گاگا
هر دو چسبانند و اما این کجا و آن کجا

نوبتی با لامپ و آقا زاده ایی هم پشت بنز
هر دو می رانند اما این کجا و آن کجا

امتی درس شما را ، ملتی هم دست تان
هر دو می خوانند اما این کجا و آن کجا

کودکی پیچیده در قنداق و ملا در وطن
هر دو می رینند اما این کجا و آن کجا

کودکی دائم گرسنه ، روضه خوانی بی خدا
هر دو گریانند اما این کجا و آن کجا

دختری در سنگسار و دختری با سیخ و سنگ
هر دو عریانند اما این کجا و آن کجا

بی خدایی از خود و ملایی بی خود از خدا
هر دو می دانند اما این کجا و آن کجا

صد ندا در خون و گردانی بسیجی روی *ون
هر دو غلتانند اما این کجا و آن کجا

دست هایی پُرسه چین و خوشه چینی ، ماله چین
هر دو می چینند اما این کجا و آن کجا

هم حکیم توس ، هم بالا ترین آقای بیت
از خراسانند اما این کجا و آن کجا

امتی درس شما را ، ملتی هم دست تان
هر دو می خوانند اما این کجا و آن کجا

کودکی پیچیده در قنداق و ملا در وطن
هر دو می رینند اما این کجا و آن کجا

مجید کاظمی
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۲۱
جیمی لنیستر

درود، برای پست افتتاحیه حرف چندانی در چنته ندارم.  فقط درباره ی عنوان بلاگ توضیح مختصری می دهم. ترجمه اش شیر شاه می شود، اما برایم بسیار مهم است که به انیمیشن کارتونی با همین اسم تعبیر نشود. چرا که مطالب این وبلاگ بزرگسالانه و بسیار خاکستری خواهد بود و وجه اشتراکی با  دنیای رنگارنگ کارتونی نخواهد داشت... به مرور با مطالعه ی مطالبم مصداق عنوان بلاگ و  ارتباطش با شخصیت بنده را در خواهید یافت :-) 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۰۳
جیمی لنیستر